![]() |
![]() |
|
| عشق را در خودت جستجو کن نه در دیگران |
![]() |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 1:1 توسط الهام جون |
|
|
روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 0:41 توسط الهام جون |
|
|
آسمونش ستاره داره . یه عالمه ستاره داره . یکی شون اونجاست و یکی هم باج قبول نمی کنه !
چرخ می خوریم . هِی چرخ می خوریم زیر ستاره هاش . یکی شون اینجاست و یکی خسته و خواب ! چقدر چرخ می خوریم ، نفسم بند می یاد . ... اگر تمامی اين حجم مفلوک را بالا بياورم ، جايی باز نخواهد شد برای گنجاندن امروز |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386ساعت 0:33 توسط الهام جون |
|
|
شاگردي از استادش پرسيد:" عشق چست؟ " استاد در جواب گفت: " به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمي تواني به عقب برگردي تا خوشه اي بچيني! " شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتي طولاني برگشت. استاد پرسيد: "چه آوردي؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد: " هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه هاي پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهاي گندم زار رفتم ." استاد گفت: " عشق يعني همين! "
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم شهریور 1386ساعت 1:25 توسط الهام جون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دختری که یکی از آرزوهاش اینه که همیشه ستاره ای برای درخشیدن تو آسمون ببینه
|
| پیوندهای روزانه |
|
طلوع عشق... آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
شهریور 1387 مرداد 1387 اسفند 1386 دی 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 |
| پیوندها |
|
باران -شب آفتابی مثل آبی مثل دریا اشک سرما طلوع عشق ستاره ی انتظار |
|
RSS
|